امشب مهمونی دعوت شدیم خونه خاله با خانواده مادری خونه خاله اتاقم *_* دلم تنگ شده برا اونجا برا اتاقم باورتون نمیشه دلم پر میکشه برای اون روزا البته بجز ماه آخر :\ شاید زشت باشه مهمونی خانواده پدرم رو نرفتم و مهمونی خانواده مادرم رو میرم :\ خیلی لاغرم این چندروزه سیب زمینی زیاد میخورم :\ نصفه شبی سیب زمینی سرخ میکنم با داداشم میخوریم :| الانم پیش پای شما سیب زمینی خوردم شام امشبم ته چینه نمیشه ازش گذشت . خانواده ,مهمونی ,زمینی ,خونه ,خونه خاله ,مهمونی خانواده منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

باران نرم افزار | rain software موسسه آموزش عالی الکترونیکی ایرانیان پی ام سی چت دانلود فیلم و سریال جدید فروشگاه ایران مارکت سنتر